چه کتابی بخوانم؟ از سؤال درست شروع کنید، نه از اسم کتاب
نمیدانید چه کتابی بخوانید؟ براساس علاقه، دغدغه و چیزی که میخواهید بدانید، مسیر مطالعه مناسب خود را پیدا کنید و به کتابهای مرتبط برسید.
چه کتابی بخوانم؟ از سؤال درست شروع کنید، نه از اسم کتاب
گاهی مسئله این نیست که کتاب خوبی برای خواندن پیدا نمیشود؛ دقیقاً برعکس، انتخابها بیش از حد زیادند.
وارد یک کتابفروشی میشوید، چند دقیقه در شبکههای اجتماعی میگردید یا فهرست کتابهای یک سایت را باز میکنید و ناگهان با صدها عنوان، نویسنده و پیشنهاد روبهرو میشوید. یکی پرفروش است، یکی جایزه گرفته، دیگری همهجا توصیه میشود و کتابی هم هست که دوستی با اطمینان گفته «حتماً باید بخوانی».
اما هنوز یک سؤال باقی میماند:
من چه کتابی بخوانم؟
برای جوابدادن به این سؤال، شاید بهتر باشد بهجای شروع از اسم کتابها، از خودمان شروع کنیم.
چون یک کتاب خوب، لزوماً کتاب مناسب شما نیست.
کتاب مناسب، برای چه کسی و در چه زمانی؟
وقتی میپرسیم «چه کتابی بخوانم؟»، معمولاً دنبال بهترین کتاب جهان نیستیم. دنبال کتابی هستیم که با چیزی که همین حالا ذهنمان را مشغول کرده، چیزی که دوست داریم کشف کنیم یا تجربهای که میخواهیم داشته باشیم ارتباط داشته باشد.
ممکن است این روزها بخواهید خودتان را بهتر بشناسید. شاید درگیر اضطراب یا یک رابطه باشید. شاید مدتهاست میخواهید فلسفه بخوانید اما نمیدانید از کجا شروع کنید. ممکن است به تاریخ علاقهمند شده باشید، دنبال تغییر مسیر شغلی باشید یا اصلاً هیچ هدف آموزشی نداشته باشید و فقط یک رمان بخواهید که چند شب شما را از جهان روزمره بیرون ببرد.
برای هرکدام از این آدمها، پاسخ «چی بخونم؟» متفاوت است.
بنابراین قبل از اینکه دنبال کتاب بگردیم، یک سؤال مهمتر وجود دارد:
از کتابی که میخواهید بخوانید چه میخواهید؟
جواب لازم نیست خیلی دقیق باشد. کافی است ببینید کدامیک از این موقعیتها به حال شما نزدیکتر است.
میخواهم خودم را بهتر بفهمم
گاهی کتاب میخوانیم چون سؤال اصلی ما خودمان هستیم.
چرا در موقعیتهای مختلف یک رفتار مشخص را تکرار میکنم؟ چرا خودم را اینقدر قضاوت میکنم؟ واقعاً چه میخواهم؟ شخصیت ما چطور شکل گرفته؟ گذشته تا چه اندازه روی انتخابهای امروزمان اثر دارد؟
اگر چنین سؤالهایی شما را به کتاب رساندهاند، احتمالاً نقطه شروع مناسب شما کتابهایی درباره خودشناسی و الگوهای درونی است.
اما حتی اینجا هم همه کتابها یک کار انجام نمیدهند. ممکن است مسئله شما عزتنفس و خودشفقتی باشد، یا بخواهید شخصیت و الگوهای رفتاری خود را بهتر بشناسید. شاید هم آماده باشید کمی عمیقتر وارد ناخودآگاه و روانکاوی شوید.
پس بهجای انتخاب تصادفی یک کتاب «خودشناسی»، بهتر است مشخص کنید کدام بخش از شناخت خودتان برایتان مهمتر است.
چیزی ذهنم را درگیر کرده و میخواهم بهتر آن را بفهمم
گاهی سؤال «چه کتابی بخوانم؟» از کنجکاوی شروع نمیشود؛ از یک تجربه دشوار شروع میشود.
اضطراب، استرس، تنهایی، سوگ، تجربههای آسیبزا یا دورهای که دقیقاً نمیدانیم چه اتفاقی برایمان افتاده است.
کتاب در چنین موقعیتهایی میتواند به ما زبان بدهد؛ کمک کند تجربهای را که مبهم بوده بهتر بشناسیم و بدانیم دیگران درباره آن چه فهمیدهاند.
در مسیر از رنج تا سلامت روان میتوان براساس مسئله سراغ موضوعاتی مثل اضطراب و استرس، افسردگی و تنهایی، سوگ و فقدان، تروما و تابآوری یا شناخت مسیر درمان رفت.
البته کتاب جای تشخیص یا درمان حرفهای را نمیگیرد. نقش آن در اینجا بیشتر فهمیدن، شناختن و پیدا کردن زبان و چشماندازی بهتر برای مواجهه با مسئله است.
میخواهم روابط و احساساتم را بهتر بفهمم
بعضی از مهمترین سؤالهای ما زمانی شکل میگیرند که پای آدم دیگری در میان است.
چرا در رابطهها یک الگوی خاص را تکرار میکنیم؟ مرز سالم چیست؟ چرا گفتن بعضی حرفها اینقدر سخت است؟ سبک دلبستگی چه تأثیری بر روابط ما دارد؟ چطور احساسات خودمان را بهتر بشناسیم و دربارهشان حرف بزنیم؟
اگر مسئله شما از این جنس است، مسیر شناخت احساسات و رابطه سالم میتواند نقطه شروع مناسبی باشد.
در این مسیر میشود از شناخت و تنظیم احساسات شروع کرد، به گفتوگو و همدلی رسید یا سراغ عشق، دلبستگی، مرزها و رابطههای بلندمدت رفت.
در اینجا نیز مهم است اول سؤال خودتان را پیدا کنید؛ «یک کتاب خوب درباره رابطه» جواب همه مشکلات رابطه نیست.
میخواهم بهتر فکر کنم یا چیزی را در زندگی تغییر بدهم
گاهی کتاب را برای این انتخاب میکنیم که عملکردمان را تغییر دهیم.
میخواهیم تمرکز بیشتری داشته باشیم، بهتر یاد بگیریم، عادتهای پایدارتری بسازیم یا بفهمیم ذهن ما هنگام تصمیمگیری چه خطاهایی میکند.
در این حالت، کتابهایی که صرفاً وعده «زندگی بهتر» میدهند الزاماً بهترین شروع نیستند.
شاید چیزی که نیاز دارید شناخت سوگیریهای ذهنی و تصمیمگیری باشد. شاید مسئله شما تمرکز و یادگیری است. شاید مدتهاست برای ایجاد یک عادت تلاش میکنید و میخواهید بفهمید تغییر پایدار چطور اتفاق میافتد.
مسیر بهتر فکر کردن و تغییر این تفاوتها را جدی میگیرد؛ چون یادگرفتن، تصمیمگرفتن، انگیزهداشتن و عادتساختن چهار مسئله متفاوتاند.
سؤالهای بزرگتری درباره زندگی و جهان دارم
گاهی هیچ مشکل مشخصی نداریم. فقط میخواهیم بفهمیم.
زندگی خوب چیست؟ معنای زندگی را چطور میشود فهمید؟ انسانها در دورههای مختلف چگونه به جهان نگاه کردهاند؟ ایدههای بزرگ از کجا آمدهاند؟ جامعهای که در آن زندگی میکنیم چطور شکل گرفته است؟
اینجاست که فلسفه، تاریخ و علوم انسانی وارد ماجرا میشوند.
اگر تازه میخواهید وارد این حوزهها شوید، لازم نیست از دشوارترین آثار شروع کنید. یک کتاب مقدماتی یا اثری که یک پرسش مشخص را دنبال میکند، معمولاً نقطه ورود بهتری از اثری است که برای خواننده آشنا با آن حوزه نوشته شده.
میتوانید از مسیرهای اندیشه و معنا یا جامعه و تاریخ شروع کنید و بعد، وقتی سؤالهای دقیقتری پیدا کردید، سراغ کتابهای تخصصیتر بروید.
مطالعه همیشه لازم نیست از «مهمترین کتاب» شروع شود؛ بهتر است از بهترین نقطه ورود برای شما شروع شود.
میخواهم درباره کار، شغل یا کسبوکار بیشتر بدانم
اگر سؤال شما به زندگی حرفهای مربوط است، باز هم «بهترین کتاب کسبوکار» جواب چندان دقیقی نیست.
کسی که نمیداند چه مسیر شغلیای برایش مناسب است، نیاز متفاوتی با مدیری دارد که میخواهد تیم بهتری بسازد. کسی که میخواهد کسبوکاری راه بیندازد با فردی که دنبال یادگیری فروش و بازاریابی است در یک نقطه قرار ندارد.
در مسیر ساختن مسیر حرفهای و کسبوکار میتوان بین مسیر شغلی، مدیریت و رهبری، منابع انسانی، کارآفرینی، فروش و بازاریابی و سواد مالی انتخاب دقیقتری داشت.
اول مسئله را مشخص کنید؛ بعد کتاب را انتخاب کنید.
فقط میخواهم یک داستان خوب بخوانم
این هم کاملاً یک دلیل کافی برای کتابخواندن است.
لازم نیست هر کتابی چیزی به ما «یاد بدهد».
گاهی میخواهیم وارد دنیای دیگری شویم، با شخصیتی زندگی کنیم، معمایی را دنبال کنیم، بترسیم، عاشق شویم یا چند ساعت واقعیت را کنار بگذاریم.
اما حتی سؤال «چه رمانی بخوانم؟» هم میتواند کمی دقیقتر شود.
دنبال داستانی پرکشش هستید؟ جنایی و معمایی دوست دارید؟ فانتزی؟ داستان عاشقانه؟ رمان اجتماعی؟ ادبیات جهان؟ یا داستانهایی که در دل روایت، پرسشهای فلسفی و معنایی مطرح میکنند؟
مسیر ادبیات و داستان به شما اجازه میدهد بهجای شروع از فهرست بیپایان رمانها، ابتدا نوع تجربهای را که میخواهید انتخاب کنید.
برای کودک یا نوجوان دنبال کتاب و راهنما هستم
در اینجا باید یک تفاوت مهم را در نظر گرفت: گاهی دنبال کتابی هستیم که کودک یا نوجوان بخواند و گاهی دنبال کتابی هستیم که خودمان برای شناخت و همراهی بهتر با او بخوانیم.
این دو نیاز یکی نیستند.
موضوع میتواند آغاز والدگری، شناخت احساسات کودک، مهارتهای تربیتی، سلامت روان نوجوان یا تصمیمها و چالشهای دوره نوجوانی باشد.
پیداکردن مسئله دقیق، انتخاب کتاب را در این حوزه بسیار سادهتر میکند.
هنوز نمیدانم دقیقاً دنبال چه چیزی هستم؛ چه کار کنم؟
این شاید رایجترین حالت باشد.
میدانید دلتان میخواهد کتاب بخوانید، اما نمیتوانید موضوع، نویسنده یا حتی ژانر موردنظرتان را مشخص کنید.
اینجا لازم نیست از خودتان انتظار داشته باشید جواب آمادهای داشته باشید.
قطبنمای خواندن جیحون دقیقاً برای همین مرحله طراحی شده است: با چند انتخاب درباره علاقه، هدف و چیزی که از مطالعه میخواهید، مسیرهایی را که به شما نزدیکترند پیدا میکند و در پایان کتابهای مرتبط با همان مسیر را نشان میدهد.
بهعبارت دیگر، بهجای اینکه بین صدها کتاب حرکت کنید، اول جهت را پیدا میکنید.
یک کتاب خوب، لزوماً کتاب مناسب شما نیست
این شاید مهمترین نکته این راهنما باشد.
شهرت یک کتاب، تعداد نسخههای فروختهشده، جایزهها یا حتی توصیه کسی که به سلیقهاش اعتماد دارید تضمین نمیکند که آن کتاب همین حالا انتخاب مناسبی برای شما باشد.
ممکن است کتابی عالی باشد اما برای شروع بیش از حد تخصصی باشد.
ممکن است یک رمان تحسینشده باشد اما با حالوهوایی که الان دنبال آن هستید هماهنگ نباشد.
ممکن است کتابی درباره خودشناسی مفید باشد اما مسئله اصلی شما در این دوره رابطه یا اضطراب باشد.
انتخاب خوب فقط پیدا کردن «کتاب خوب» نیست؛ پیدا کردن تناسب میان کتاب، خواننده و زمان خواندن است.
وقتی چند کتاب مناسب پیدا کردید، کدام را اول بخوانید؟
اینجا ترتیب اهمیت پیدا میکند.
اولین کتاب یک مسیر بهتر است دروازه ورود باشد، نه لزوماً جامعترین یا مشهورترین کتاب آن حوزه.
اگر موضوع برایتان کاملاً تازه است، اثری روشنتر و مقدماتیتر انتخاب کنید. اگر قبلاً درباره آن خواندهاید، میتوانید سراغ کتابی بروید که زاویه جدیدی ارائه میدهد یا بحث را عمیقتر میکند.
به حجم و شکل کتاب هم توجه کنید. اگر مدتهاست مطالعه نکردهاید، شروع با کتابی کوتاه و خوشخوان احتمالاً انتخاب بهتری از یک اثر ۷۰۰ صفحهای است؛ حتی اگر کتاب دوم مهمتر باشد.
و به تجربه قبلی خودتان نگاه کنید. کتابهایی که قبلاً دوست داشتهاید اطلاعات زیادی درباره نوع روایت، موضوع و میزان پیچیدگیای که از آن لذت میبرید به شما میدهند.
قرار نیست همه از یک نقطه شروع کنند.
بعد از تمامکردن کتاب چه بخوانم؟
یکی از بهترین راههای انتخاب کتاب بعدی این است که از همان کتاب قبلی شروع کنید.
از خودتان بپرسید چه چیزی در آن بیشتر توجهتان را گرفت.
اگر کتابی درباره اضطراب خواندید، شاید سؤال بعدی شما درباره رابطه میان اضطراب و بدن باشد. اگر رمانی از یک نویسنده را دوست داشتید، ممکن است بخواهید بدانید بهترین ترتیب برای خواندن آثار دیگر او چیست. اگر یک کتاب فلسفی سؤال تازهای در ذهن شما ایجاد کرد، همان سؤال میتواند نقطه شروع مسیر بعدی باشد.
مطالعه زمانی جذابتر میشود که هر کتاب به کتاب بعدی راه باز کند.
هدف «تمامکردن یک فهرست» نیست؛ ساختن مسیر شخصی خواندن است.
برای شروع کتابخوانی چه کتابی بخوانم؟
اگر مدتهاست کتاب نخواندهاید، مهمترین معیار این نیست که کتاب انتخابی چقدر مشهور یا مهم است.
کتابی را انتخاب کنید که واقعاً کنجکاوتان میکند و برای تمامکردنش مجبور نباشید با خودتان بجنگید.
شروع خوب باید میل به ادامهدادن ایجاد کند.
به همین دلیل ممکن است برای یک نفر یک رمان جنایی بهترین شروع باشد و برای فرد دیگری کتابی کوتاه درباره خودشناسی، تاریخ یا یک پرسش فلسفی.
هیچ فهرست واحدی برای همه وجود ندارد.
آیا کتابهای پرفروش انتخاب خوبی هستند؟
گاهی بله و گاهی نه.
پرفروشبودن میتواند نشان دهد کتاب توانسته با تعداد زیادی از خوانندگان ارتباط برقرار کند، اما چیزی درباره تناسب آن کتاب با نیاز شما نمیگوید.
از پرفروشها بهعنوان یکی از نشانهها استفاده کنید، نه معیار نهایی انتخاب.
پس بالاخره چه کتابی بخوانم؟
اگر تا اینجا آمدهاید، پاسخ شاید روشنتر شده باشد:
اول مشخص کنید دنبال چه چیزی هستید؛ بعد دنبال کتاب بگردید.
اگر میخواهید خودتان را بهتر بشناسید، از خودشناسی شروع کنید. اگر مسئلهای روانی یا عاطفی ذهنتان را درگیر کرده، همان مسئله میتواند نقطه ورود باشد. اگر میخواهید جهان را بهتر بفهمید، تاریخ، فلسفه و جامعه راههای مختلفی پیش پایتان میگذارند. اگر دنبال داستان هستید، به تجربهای فکر کنید که از داستان میخواهید.
و اگر هنوز دقیقاً نمیدانید چه میخواهید، اشکالی ندارد.
چند پرسش کوتاه در قطبنمای خواندن جیحون میتواند نقطه شروع را برایتان روشنتر کند.
چون گاهی برای پیدا کردن کتاب بعدی، لازم نیست اسم کتاب را بدانیم.
فقط باید بدانیم از کدام سؤال شروع کنیم.
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
از بازخورد شما سپاسگزاریم.
نظرات
نظر شما پس از بررسی تیم محتوا در همین بخش نمایش داده میشود.
افزودن نظر